دنیای کاغذی من

شرمنده ام ، که بی تو ... نفس می کشم هنوز...

 

سال ها گذشته است...

باورت میشود معنا...

از آن روزی که دلم دیگر تاب نیاورد دلتنگی ها را که بخواهد در قلب بی قرارش نگه دارد...

آن روز، گمان می کردم عمر دلنوشته های دل بی قراری ام ماهی هم نمی شود حتی .

واینک، سال ها گذشته است... و من از آن روز آغاز بی قرارترم و بی تاب تر.

آنچنان که دل دلواپسی هایم دیگر به خیالت دلخوش نمی شود...

پر از حرفم معنا ، پر از واژه واژه عاشقانه هایی که خودم هم به سختی می فهممشان..

پر از حرف به حرف کلماتی از جنس احساس که خواندنشان سخت است و نوشتنشان سخت تر...

نمی دانم از کدام گوشه ی این دل نااستوار برایت بگویم...

دل بردی از من به یغما معنا..

دلواپسی عاشقانه شیرین است ، اما آرزومند آنم که هیچوقت در برزخ هجران تجربه اش نکنی...

سخت است نازنینم... نمی خواهم غمش توی قلب پاکت خانه کند...

آشفته ام معنا... می بینی...

نگاهت روی زمین دنبال کدام ستاره می گشت...

سرت را بالا بیاور... نه... نه تو حرکت نکن. بگذار من دستم را زیر چانه ات بگذارم و سرت را بالا بیاورم.

بگذار گونه های لطیفت را نوازش کنم.

نگاهم کن معنا. نیازمند آنم که از دریچه ی چشمان روشن تو دیده شوم...

بگذار در برق چشمانت آتش بگیرم.

بگذار در حریم امن آغوشت آرام بگیرم.

مثل کودکی می ترسد از تاریکی شب از هجوم دنیای بی تو می ترسم.

بگذار در شب موهایت گم بشوم. ودرآغوشت پنهانم کن.

نمی خواهم جز تو را ببینم...

چی بگم

میدانی....

من هنوز هم در پس تمام اتفاق هایی که نیفتاده اند میشکنم

چشم هایت را ببند

گوش کن

اینجا یکی دلش را در آغوش گرفته و زیر آوار بغض هایش جیغ میکشد

بگذار جیغ بکشد

از صدای یکنواخت روزگار که بهتر است



نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:





+نوشته شده در دو شنبه 26 تير 1391برچسب:,ساعت13:32توسط زینب | |